معنی اشبوختن
6 بازدید
[ اِ تَ ] (مص) پاشیدن باشد چه آب و چه چیز دیگر. (انجمن آرای ناصری). رجوع به اشپوختن و اشپیختن شود.
کلمات همقافیه با «اشبوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر