معنی اشبه
6 بازدید
[ اَ بَ هْ ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از شباهت. شبیه تر. ماننده تر. ماناتر. اشکل. - امثال: اشبه من التمرة بالتمرة. اشبه من الماء بالماء. || (در تداول فقها) اظهر. نزدیکتر به حق: و الاشبه الجواز. (شرایع). علی الاشبه: فلو ضمن ما فی ذمته، صح علی الاشبه. (شرایع). و المنع اشبه. || بسیار مشابهت دارنده. (غیاث) (آنندراج).[ اَ شِ بَ ] (ع ص) تأنیث اَشِب. درهم پیچیده (درختان). || بهم درآمیخته (مردم). || بسیار (اعداد). || بسیار درختان با هم و پیچیده (بلدة، قریة، روضة).[ اُ بَ ] (ع اِ) اسم ذئب است. (منتهی الارب). گرگ.
کلمات همقافیه با «اشبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر