معنی اشبع
5 بازدید
[ اَ بَ ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از شبع و شبعان. مشبع تر. سیرتر در رنگ: و کل ما کان لونه اشبع و طعمه اظهر و رائحته اذکی فهو اقوی فی بابه. (کتاب دوم قانون ابوعلی ص ۱۵۲ س ۱۸).
کلمات همقافیه با «اشبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر