معنی اشانتی
5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) مملکتی در بلاد گینه در سواحل افریقای غربی که حدود آن محقق نیست. گویند که بلاد این ناحیت مقابل ساحل طلا و بین ۵ و ۱۰ درجهٔ عرض شمالی و ۱ و ۹ درجهٔ طول غربی واقع است و مساحت آن ۴۴۴ کیلومتر از شمال به جنوب و ۳۱۱ کیلومتر از مشرق به مغرب و شامل ۲۲ ناحیت است، از آن جمله است: مواسان، تاکیمه، اکورنزه، توفل، دنقره، ساوی، امیانه، اکیم، اسیم، اکوبیم، اغونه، ابلونیا، فنطی، امینه، عقره، ننقوو، ذاغمبه، ورصه، اکسیم، انته و جز آنها و کرسی آن کوماس است. بلاد مزبور بسیار حاصلخیز است و در آن انواع حبوب و بقول و میوه هایی که تحت مدارین میرویند، روئیده میشود و از جهت معادن مخصوصاً طلا غنی است، اما مردم آن با استخراج آنها آشنایی ندارند و تجارت بین کوماس (پایتخت) و هوستا و یورنر و غیره رونق دارد و مهمترین صادرات آن طلا و عاج است. جمعیت آن قریب سه میلیون است. رجوع به ضمیمهٔ معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «اشانتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر