معنی اشاق
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) غلام بچه و پسر ساده. (برهان).[ اُ ] (ترکی، اِ) کودک. طفل. (برهان). اوشاق. وشاق. رجوع به وشاق شود.
کلمات همقافیه با «اشاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر