معنی اشارتکنان
6 بازدید
[ اِ رَکُ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال اشاره کردن : طلسمی بفرمود پرداختن اشارت کنان دستش افراختن.نظامی. یکی سرگران و آن دگر نیم مست اشارت کنان این و آن را بدست. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «اشارتکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر