معنی اسیف
5 بازدید
[ اَ ] (ع ص) اسیر. || پیر فانی. || خشمگین. || اندوهناک. زود اندوهگین شونده. رقیق القلب. اندوهگین. || مزدور. بنده. || آنکه گاهی فربه نشود. ج، اُسَفاء. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اسیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر