معنی اسیرالهوی
6 بازدید
[ اَ رُلْ هَ وا ] (اِخ) زاکی بن کامل بن علی مکنی به ابوالفضائل، معروف به مهذب هبتی قطیفی. وی ادیب و فاضل و شاعری رقیق الشعر بود و در سنهٔ ۵۴۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: عیناک لحظهما امضی من القدر و مهجتی منهما اضحت علی خطر یا احسن الناس لولا انت ابخلهم ماذا یضرک لو متعت بالنظر جد بالخیال و ان ضنت یداک به فقد حذرت و ما وُفّیت من حذر یا من تمکن فی قلبی الغرام به لاتبتلی مقلتی بالدمع و السهر زود بتودیعة او وقفة فعسی تجبی بها نضو اشواق علی سفر. و هم او گوید: افعال الحاظه المرضی الصحاح بنا اضعاف ما یفعل الصمصامة الذکر عجبت من جفنه بالضعف منتصراً علی القلوب و یقوی و هو منکسر و من لهیب خدود کلما سقیت ماءالشباب بنارالحسن تستعر ان مج فی الشرق مما فیه الرضاب تری (؟) من عرف ریاه اهل الغرب قد سکروا شهود صدق غرامی فیک اربعة الوجد و الدمع و الاسقام و السهر. (معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج ۴ ص ۲۱۵).
کلمات همقافیه با «اسیرالهوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر