معنی اسیب
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) سیب. در لاهیجان و دیلمان و رودسر، اُسیب گویند. (جنگل شناسی تألیف کریم ساعی (ج ۱ ص ۲۳۷).[ ] (اِخ) صحرائی در خوارزم: شاه ملک فرودآمد با لشکر بسیار بصحرائی که آنرا اسیب گویند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۶۸۹ و چ ادیب ص ۷۰۴).
کلمات همقافیه با «اسیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر