معنی اسکیوا
5 بازدید
[ ] (اِخ) (موافق) یهودیی رئیس کهنهٔ افسس. وی هفت فرزند خود را علم سحر آموخت و چون آنان عجایب پولس را دیدند خواستند ارواح پلید دیوانگان را باسم عیسایی که پولس بنام او وعظ میکرد اخراج کنند، لکن آن دیوانگان بر ایشان افتاده جامه های ایشان میدریدند و آنان را مجروح میکردند، در نتیجه جمعی کثیر بعیسی ایمان آوردند. (اعمال رسولان ۱۹:۱۴-۱۹) (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «اسکیوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر