معنی اسکیزه
6 بازدید
[ اِ زَ / زِ ] (اِمص) آلیز کردن و جفته انداختن ستور. (جهانگیری). برجستن و لگد انداختن. برجستن ستور را گویند. (انجمن آرا). برجستن و آلیز انداختن ستور. (برهان). شلنگ و برجستن و دولتی (؟) اسب و خر. (غیاث). جست و خیز ستور. (رشیدی) (سروری). جفته. جفتک. اسکیز. (برهان). سکیز. (انجمن آرا). سکیزه. (انجمن آرا) (رشیدی): چونکه مستغنی شد او طاغی شود خر چو بار انداخت اسکیزه زند.مولوی. || شعوری بمعنی چست و چالاک هم آورده است و ظاهراً مصحف «جست» است.
کلمات همقافیه با «اسکیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر