معنی اسکی‌حصار

معنی اسکی‌حصار

5 بازدید
[ اَ حِ ] (اِخ) قصبهٔ کوچکی است در سنجاق منتشاء از ولایت آیدین در ۳۰ هزارگزی شمال غربی موغله و در ساحل یکی از انهار فرعی شط مندرس. این شهرک بر روی ویرانه های شهر قدیم موسوم باستراتونیکیا واقع و گرداگرد وی رشتهٔ خرابه های محتوی بر ستونهائی از مرمر سفید دیده میشود. (از قاموس الاعلام ترکی). || اسکی حصار قریه ای است در سنجاق دنیزلی از ولایت آیدین در ۱۵ هزارگزی شمال شرقی شهر دنیزلی در ساحل یکی از انهار تابعهٔ شط مندرس در دست چپ، و آن بر روی ویرانه های شهر قدیم لائودیکیه واقع است. این شهر در تاریخ ۶۵ م. از زلزله منهدم شده و بعداً دوباره معمور گردیده است اما باز در ۱۴۰۲ م. تیمور لنگ آنجا را به ویرانه ای مبدل کرد. در خرابه های واقع در گرداگرد اسکی حصار انقاض و آثار باقیهٔ یک تماشاخانه و یک سربازخانه و یک میدان اسب دوانی دیده میشود که هر سه از بقایای آثار رومیان میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیهٔ ترکی ج ۱ ص ۱۶۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «اسکی‌حصار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید