معنی اسکنده
5 بازدید
[ اِ کِ دِ ] (اِخ) دهی از دهستان هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در ۱۴۰۰۰ گزی شمال آمل و ۷۰۰۰ گزی جنوب شوسهٔ کناره. دشت، معتدل، مرطوب، مالاریایی. سکنه ۲۰۰ تن شیعی. زبان مازندرانی و فارسی. آب این ده از رودخانهٔ هراز است. محصول آنجا برنج، غلات، پنبه، کنف، حبوبات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع بسفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۱۳ و ۱۱۹ بخش انگلیسی شود.
کلمات همقافیه با «اسکنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر