معنی اسکندر شیخی
6 بازدید
[ اِ کَ دَ شَ ] (اِخ) وی از اولاد افراسیاب جلالی ملقب بشیخی است. افراسیاب حاکم مازندران و از مریدان سید قوام الدین مرعشی مازندرانی بود. اسکندر در دربار امیر تیمور گورکان بسر می برد و ملازم وی بود. و آخرالامر سر به مخالفت برداشت. رجوع به حبیب السیر جزء ۲ از ج ۳ صص ۱۰۶ -۱۱۰، ۱۱۷، ۱۳۸، ۱۴۲، ۱۴۷، ۱۷۰ -۱۷۲ و سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۳۶، ۱۳۹، ۱۴۲ و ۱۵۶ بخش انگلیسی شود.
کلمات همقافیه با «اسکندر شیخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر