معنی اسکندر روزافزون
6 بازدید
[ اِ کَ دَ رِ رو اَ ] (اِخ) نوکر سید غیاث الدین و سپس سید مرتضی. والی ساری او را تربیت کرد و زمام امور ملک و مال را در قبضهٔ اختیار او نهاد. پسر او بهرام نیز در دستگاه سید محمد والی ساری بود. (حبیب السیر جزء ۲ از ج ۳ ص ۱۱۱).
کلمات همقافیه با «اسکندر روزافزون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر