معنی اسکندر بارودی

معنی اسکندر بارودی

5 بازدید
[ اِ کَ دَ رِ ] (اِخ) اسکندربن نقولابن سمعان بن مراد بارودی (۱۲۷۲ -۱۳۳۹ هـ .ق.). طبیب مصنف. اصل او از حوران (سوریه) است و یکی از اجداد وی به لبنان منتقل شد، و اسکندر در صیداء متولد گردید و در مدرسهٔ آمریکائی بیروت کسب علم کرد و بطب پرداخت و در امور طبی متقلد مناصب متعدد گردید و بنفایس کتب خطی عربی توجه کرد و کتابخانه ای فراهم آورد و علم حقوق آموخت و در آن علم اجازه یافت و مدتی دراز متولی انشاء «مجلة الطبیب» بود. او راست: حیاة الدکتور فاندیک. سوارالمحلی در طب. النصائح الموافقة فی سن المراهقة. المبادی الصحیة للاحداث. خیرالاغراض فی مداواة الامراض. اضرارالمسکرات. مذهب هاللی. تاریخ الحثیین. وی در سوق الغرب (از قرای لبنان) درگذشت. (الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۱۰۰).

کلمات هم‌قافیه با «اسکندر بارودی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید