معنی اسکندرپاشا
6 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) یکی از وزرای عهد سلطان سلیمانخان قانونی، اصلاً چرکس. شخصی جسور و مدبر بوده و در زمان بگلربگی گریش در ارضروم (ارزنةالروم) برای محاربه با اسماعیل میرزا پسر شاه طهماسب فرستاده شد و تا حدود ایران رفت و مظفر بازآمد در دور سلطان سلیم خان ثانی در سال ۹۷۷ هـ . ق. بهنگام عزیمت سنان پاشا بیمن والی مصر گردید و ۲۲ ماه در این مقام بود و سپس معزول شد. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اسکندرپاشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر