معنی اسکندرلو
5 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان سربند سفلی بخش سربند شهرستان اراک ۲۴۰۰۰ گزی جنوب باختر استانه. کوهستان. سردسیر. سکنهٔ آن ۲۲۷ تن شیعه. زبان فارسی. آب آن از قنات و چشمه. محصول آن غلات، بنشن، پنبه. شغل اهالی زراعت، قالیچه بافی. راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲ ص ۱۳).
کلمات همقافیه با «اسکندرلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر