معنی اسکندرآباد
4 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) نام شهریست بسرحد جنوب، آبادان کردهٔ ذوالقرنین. (شرفنامهٔ منیری) (مؤیدالفضلاء): درو سدّی از عدل بنیاد کرد همان نامش اسکندرآباد کرد. نظامی (اقبال نامه چ وحید ص ۱۹۸).[ اِ کَ دَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه تربت حیدریه به جویمند میان حوض سرخ و چنگ سر در ۱۸۴۳۵۰ گزی مشهد.
کلمات همقافیه با «اسکندرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر