معنی اسکند
6 بازدید
[ اِ کَ دَ ] (اِخ) (از سانسکریت اسکنده ) صنم اسکندبن مهادیو صبی راکب طاوس فی یده شکد، و هو کالسیف قاطع فی الجانبین و مقبضه فی وسطه علی هیئة دستج المهراس. (ماللهند بیرونی چ زاخائو ص ۵۷ س ۸، و رجوع به ص ۲۷۲ س ۱۲ شود). || (سانسکریت، اِ) نیز نوعی از موزونات (اشعار) هندوان. رجوع بماللهند بیرونی ص ۶۹ س ۱۴ شود.[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، ۲۷۰۰۰ گزی خاور زنجان و ۶۰۰۰ گزی شوسهٔ زنجان -قزوین. سکنه ۵۰۰ تن، شیعه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، انگور، بنشن. شغل اهالی زراعت و چوبداری. راه مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «اسکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر