معنی اسکنبیل
7 بازدید
[ اِ کَمْ ] (اِ) (در خوار) نام درختچه ایست فاقد برگ و در اطراف کویر و نقاط خشک و شوره زار روید. اسکنبول. اسکمبول. اسکمیل. بُتو. رِسو. فُغ. و از آن دو گونه در ایران دیده شده است .
کلمات همقافیه با «اسکنبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر