معنی اسکشان
5 بازدید
[ اَ کَ ] (اِخ) مزرعهٔ کوچکی از دهستان خار و توران بخش بیارجمند شهرستان شاهرود. سکنهٔ آن ۴۵ تن. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). || دیهی در ناحیت براان (ن ل: براوان) در عراق عجم. (نزهةالقلوب مقالهٔ ۳ چ گای لیسترانج ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «اسکشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر