معنی اسکرجة
16 بازدید
[ اُ کُ رُجْ جَ ] (معرب، اِ) فارسی معرب و ترجمهٔ آن «مُقَرّب الخلّ» است و عرب آنرا استعمال کرده. ابوعلی گوید: فان حُقّرت حذفت الجیم و الراء فقلت اسیکرة، و ان عوضت من المحذوف قلت اُسیکیرة و چنین است قیاس تکسیر گاه ضرورت. (المعرب جوالیقی چ احمد محمد شاکر صص ۲۷ -۲۸). دزی وجه اشتقاق جوالیقی را خطا میشمارد، و کلمه را صورت دیگری از سُکُرُّجَة میداند. (دزی ج ۱ص ۲۳). و رجوع به سکرجه در همین لغت نامه و المعرب جوالیقی ص ۱۹۷ شود. اسکوره ای که مقدار پنج مثقال آب گیرد. ظرفی که گنجایش پنج مثقال آب داشته باشد. - اسکرجهٔ صغیره؛ وزنی معادل سه اوقیه. (مفاتیح). - اسکرجهٔ کبیره؛ وزنی معادل ۹ اوقیه. (مفاتیح). و اسکرجهٔ کبیره را قوطول و طولون نیز گویند. (مفاتیح العلوم). و رجوع به سکّره شود.
کلمات همقافیه با «اسکرجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر