معنی اسکر
5 بازدید
[ اَ کَ ] (اِخ) قریه ای است مشهور قرب صعید مصر، بین آن و فسطاط از کورهٔ اطفیحیه دوروزه راه است. عبدالعزیزبن مروان بعلت نزهت این قریه بدانجا بسیار میرفت و اقامت میکرد و هم آنجا درگذشت. و بعضی پنداشته اند که موسی بن عمران(ع) در اسکر متولد شده، و بدانجا او را مشهدی است که تاکنون زیارتگاه است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اسکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر