معنی اسکاندیناو

معنی اسکاندیناو

6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) نام یکی از اقوام هند و اروپائی که در اروپا سکنی داشته اند و در حکم شعبه ای از ژرمانها یعنی گُتها بوده اند، و آن شامل سوئدیها، نروژیها و دانمارکیهاست. اینان از ازمنهٔ قدیمه در جهت شمالی اروپا یعنی سواحل بحر بالتیک اقامت داشتند. در آن دوره ها زبان اسکاندیناوی به دو شعبه منقسم میشده یکی مختص اهالی کوهستانی و دیگری مخصوص صحرانشینان بود. از شعبهٔ اول زبان فوق السنهٔ ایسلاند و نروژ و از شعبهٔ دوم السنهٔ دانمارک و سوئد نشأت یافته. زبان ایسلاند بحالت قدیمی خود باقی مانده ولی زبان نروژ تغییراتی یافته و کلماتی از السنهٔ دیگر اخذ کرده و در نتیجه بین دو زبانی که وقتی منشأ واحد داشته اند تفاوت نمایان مشاهده میشود و همچنین در بین السنهٔ سوئد و دانمارک نیز تفاوت بسیار است. با این وصف زبانهای چارگانهٔ مزبور بهم شباهت بسیار دارند و نیز ارتباطی نمایان با زبان آلمانی دارند. اهالی اسکاندیناوی از جملهٔ اقوام آریائی میباشند و از ازمنهٔ بسیار قدیم از آسیای وسطی باروپا کوچ کرده اند و از این رو مناسبات بسیار خویشی و قرابت اینان را با اُمم هند و اروپائی اعم از اروپائیان مانند ژرمن ها، لاتن ها و اسلاوها و مردم آسیائی مثل ایرانیان و هندیان ثابت میکند. اسکاندیناویها از زمانهای قدیمه قومی جسور و سلحشور بودند و از شکار و صید ماهی معیشت میکردند و تا اعصار و قرون اخیره از اوضاع تمدن اقوام ساکنه در جهات جنوبی اروپا آگاه نبودند و با آنان اختلاط و امتزاجی نداشتند و عادات و رسوم و سنن دیرینه در میان آنان بجا مانده بود. اساطیر قدیمهٔ آنان شکل غریبی دارد، چنانکه دوزخ را جائی پر برف و یخ و بهشت را محلی گرم و نرم میدانستند و اعتقاد خلل ناپذیر آنان این بود که هر کس در جنگ جان ندهد به بهشت جاویدان راه ندارد و در بستر استراحت مردن مرگی ننگ آور بود و هیچ فردی آرزوی چنین مرگی را نداشت، و جزء لاینفک عقیدهٔ فوق این بود که هر کس با اسلحه و اسب خود بفردوس اعلی درآید، لذا مردگان را با این دو یکجا مدفون میساختند.

کلمات هم‌قافیه با «اسکاندیناو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «او» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید