معنی اسکارن
4 بازدید
[ اِ رُ ] (اِخ) پُل. شاعر و نویسندهٔ فرانسوی، مولد پاریس. او راست: ویرژیل تراوستی، رمان کمیک و کمدی های ابتکاری او مقدمهٔ آثار مولیر بشمار میرود. وی با نوادهٔ آگریپا دُبینه که بعدها مادام دُمَنْتِنُن گردید، ازدواج کرد و در بیشتر ایام عمر از روماتیسم معذّب بود. (۱۶۱۰ -۱۶۶۰ م.).[ اِ رَ ] (اِخ) قریه ای نزدیک دبوسیه از نواحی صغد از قرای کشانیة و از آنجاست بکربن حنظلةبن انومرد الاسکارنی الصغدی و پسر وی محمدبن بکر متوفی پس از ۳۷۰ هـ .ق . (معجم البلدان).[ اِ رِ ] (اِخ) کرسی کانتن آلپ ماریتیم، ناحیهٔ نیس، دارای ۱۰۶۲ تن سکنه و راه آهن از آن گذرد.
کلمات همقافیه با «اسکارن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر