معنی اسپیددار
6 بازدید
[ اِ ] (اِ مرکب) سپیدار. غیشام. قشام. (محمودبن عمر ربنجنی). رجوع به اسپیدار شود.
کلمات همقافیه با «اسپیددار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر