معنی اسپیتامن
5 بازدید
[ اِ مِ ] (اِخ) سردار ایرانی که سِلُکوس دختر وی را بزنی کرد و بنام این سلسلهٔ سلوکیان بعدها سلسلهٔ مقدونی و ایرانی بشمار رفت، چه اعقاب سلکوس از طرف پدر مقدونی و از جانب مادر ایرانی بودند. (ایران باستان ص ۲۰۰۶).
کلمات همقافیه با «اسپیتامن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر