معنی اسپک
6 بازدید
[ اَ پَ ] (اِ) خیمهٔ کلان. (غیاث اللغات). || از اندامهای اسطرلاب. (التفهیم بیرونی). فَرَس. از اعضاء اسطرلاب. || پره و دندانهٔ کلید: المغبن؛ جای اسپک کلید. المغرز؛ جای اسپک کلید. (مهذب الاسماء). و رجوع به اسبک شود.[ اِ پِ ] (اِخ) جان هنینگ. یکی از مشاهیر جهانگردان انگلیس. مولد وی جوردانس بسال ۱۸۲۷ م. و وفات سنهٔ ۱۸۶۴. وی در ۱۷سالگی داخل خدمت نظام شده و در عسکر هندی تا رتبهٔ سرهنگی ترفیع یافت و در سال ۱۸۵۶ به معیت سرهنگ بورتون به نیت اکتشافات به افریقای شرقی رفته از راه خلیج عدن داخل افریقا شد و از سال ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۳ م. تنها بدیدن بحیره های بزرگ افریقا رفت. و از راه زنگبار به خرطوم رسید و سیاحتنامهٔ مکملی ترتیب داد که بفرانسه هم ترجمه و نشر شده است. وی دریاچه های ویکتوریا و آلبرت نیانزا را کشف کرد.
کلمات همقافیه با «اسپک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پک» برای سرودن شعر