معنی اسپک

معنی اسپک

6 بازدید
[ اَ پَ ] (اِ) خیمهٔ کلان. (غیاث اللغات). || از اندامهای اسطرلاب. (التفهیم بیرونی). فَرَس. از اعضاء اسطرلاب. || پره و دندانهٔ کلید: المغبن؛ جای اسپک کلید. المغرز؛ جای اسپک کلید. (مهذب الاسماء). و رجوع به اسبک شود.
[ اِ پِ ] (اِخ) جان هنینگ. یکی از مشاهیر جهانگردان انگلیس. مولد وی جوردانس بسال ۱۸۲۷ م. و وفات سنهٔ ۱۸۶۴. وی در ۱۷سالگی داخل خدمت نظام شده و در عسکر هندی تا رتبهٔ سرهنگی ترفیع یافت و در سال ۱۸۵۶ به معیت سرهنگ بورتون به نیت اکتشافات به افریقای شرقی رفته از راه خلیج عدن داخل افریقا شد و از سال ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۳ م. تنها بدیدن بحیره های بزرگ افریقا رفت. و از راه زنگبار به خرطوم رسید و سیاحتنامهٔ مکملی ترتیب داد که بفرانسه هم ترجمه و نشر شده است. وی دریاچه های ویکتوریا و آلبرت نیانزا را کشف کرد.

کلمات هم‌قافیه با «اسپک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید