معنی اسپونتن
10 بازدید
[ اَ تَ ] (هزوارش، مص) اَسبونتن. به لغت ژند و پاژند، مشاهده کردن. دیدن و در فرهنگی بمعنی دوانیدن آمده است. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «اسپونتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر