معنی اسپوریزی
5 بازدید
[ اِ ] (اِخ) یکی از قراء ساری. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۲۲ بخش انگلیسی).
کلمات همقافیه با «اسپوریزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر