معنی اسپوختن
6 بازدید
[ اِ تَ ] (مص) سپوختن. بهم درآمیختن. (اوبهی). رجوع به سپوختن شود.
کلمات همقافیه با «اسپوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر