معنی اسپه
5 بازدید
[ اِ پَ هْ ] (اِ) مخفف اسپاه. لشکر. عسکر. سپاه. قشون : حمله بردند اسپه جسمانیان جانب قلعه و دز روحانیان.مولوی. || سگ. کلب.[ اَ پَ / پِ ] (ص نسبی، پسوند) مرکب از اسپ +-ه، پسوند نسبت: دواسپه؛ با دو اسپ، دارای دو اسب. سه اسپه؛ با سه اسپ. رجوع به فهرست شاهنامهٔ ولف شود.[ اِ پِ ] (اِخ) موضعی در جنوب اصفهان.
کلمات همقافیه با «اسپه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «په» برای سرودن شعر