معنی اسپنوی
5 بازدید
[ اِ پَ ] (اِخ) کنیزک تژاو داماد افراسیاب. گویند او بسیار جمیله بود و چون تژاو بگریخت بیژن او را متصرف شد و به اضافهٔ کاف بعد از حرف ثالث که اسپکنوی باشد، هم به نظر آمده است. (برهان) (مؤید الفضلاء): یکی ماهروئی بنام اسپنوی سمن پیکر و دلبر و مشکبوی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «اسپنوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر