معنی اسپندیار
4 بازدید
[ اِ پَ ] (اِخ) پسر گشتاسب و او روئین تن بود. (از برهان). رجوع به اسفندیار شود.
کلمات همقافیه با «اسپندیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر