معنی اسپندان
7 بازدید
[ اِ پَ ] (اِ) تخمی است بسیار ریزه، و آنرا خردل گویند. (برهان). ثفاء. آهوری. || اثباطون. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن در ذیل کلمهٔ اسپندان). اسفندان . رجوع به اثباطون شود.[ اِ پَ ] (اِخ) نام قصبه ای بشمال شرقی فراه و شمال دلارام به افغانستان.
کلمات همقافیه با «اسپندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر