معنی اسپندار
9 بازدید
[ اِ پَ ] (اِ) شمع، که معشوق پروانه است. (برهان). || مخفف اسپندارمذ. || بودن نیر اعظم در برج حوت. (برهان). اسفندار. || درختی است که مطلق باثمر نبوده مثل پده و آنرا اسپیدار و اسفید نیز گویند. (مؤید الفضلاء).[ اِ پَ ] (اِخ) (مخفف اسپندیار) نام پسر گشتاسب. (برهان).
کلمات همقافیه با «اسپندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر