معنی اسپنجاری
7 بازدید
[ اِ پَ ] (اِخ) یکی از قراء سابق رادکان از نواحی شادکوه و ساور مازندران. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۲۶ بخش انگلیسی).
کلمات همقافیه با «اسپنجاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر