معنی اسپرنگ
5 بازدید
[ اِ پَ رَ ] (اِخ) اسفرنگ. شهریست نزدیک سمرقند و مولد سیف [شاعر] آنجاست. (برهان). سپرنگ. (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «اسپرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر