معنی اسپرس
6 بازدید
[ اَ رِ ] (اِ مرکب) اسب رس. اسپ ریز. اسپ ریس. اسفریس. میدان اسب دوانی. رجوع به اسب ریس و اسپ ریس و اسپرسا شود. || میدان. (برهان). (جهانگیری). عرصه. (برهان). || میدان جنگ. رزمگاه.[ اِ پِ رِ ] (اِ) قسمی گیاه برای علیق ستور و آن غیر یونجه است . <۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۲۰۶۸۰۱>...
کلمات همقافیه با «اسپرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر