معنی اسپدار
6 بازدید
[ اَ ] (نف مرکب) نگهدارندهٔ اسب. مهتر: و بستور پور زریر سوار ز خیمه خرامید زی اسپ دار.دقیقی. بخواستش از آن اسپ دار پدر نهاد از بر او یکی زین زر.دقیقی. || فرمانده لشکر. سردار سپاه.
کلمات همقافیه با «اسپدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر