معنی اسپاه
5 بازدید
[ اِ ] (اِ) اِسپه. سپاه. سپه. لشکر. (رشیدی). لشکر انبوه. (مؤید الفضلاء). جیش. رجوع به سپاه شود. || سگ. (رشیدی). رجوع به اسپاهان شود.
کلمات همقافیه با «اسپاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر