معنی اسپالاترو

معنی اسپالاترو

4 بازدید
[ اِ رُ ] (اِخ) شهر و اسکله ای است در خطّهٔ دالماسی یوگوسلاوی در ۱۶۵ هزارگزی جنوب شرقی زاره، در خلیجی کوچک. عدّهٔ نفوس آن ۱۶۰۰۰ تن، یک مکتب اعدادی، یک دارالمعلمین و دو کلیسای بزرگ دارد، یکی از آنها در ازمنهٔ قدیمه معبد دیانا (مظهر قمر) و دیگری پرستشگاه اسقلبیوس (رب النوع طب) بوده بعد به کلیسا تبدیل شده است. نیز کارخانه های منسوجات پشمی و ابریشمی و صیدگاههای ماهی و شراب و حبوبات و انجیر و پشم و پیه دارد که بالنتیجه بازار تجارت را در این محل رونق داده است. آبهای معدنی گوگرد نیز در این قطعه یافت شود. قصبهٔ کنونی همجوار خرابه های شهر قدیم سالونه می باشد و قرب آن سرایی است که امپراطور دیوکلسین در ۳۰۳ م. بنا نهاده و به همین مناسبت بهمین اسم یعنی سرای نامیده می شود. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «اسپالاترو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید