معنی اسپاس
4 بازدید
[ ] (اِخ) قصبه ای در شمال غربی اوجان، از نواحی جنوبی آبادهٔ فارس.[ ] (اِخ) موضعی قرب اوزکند که اکثر مردم آنجا بدست سپاهیان جوجی کشته شدند. (حبیب السیر جزو ۱ از ج ۳ ص ۱۰).[ اِ ] (اِ) صورتی از سپاس.
کلمات همقافیه با «اسپاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر