معنی اسوکی
6 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از قبایل لر. (تاریخ گزیده چ لندن ج ۱ ص ۵۳۹).
کلمات همقافیه با «اسوکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر