معنی اسوپس

معنی اسوپس

6 بازدید
[ اِ سُ پُ ] (اِخ) اِزپ . یکی از حکمای یونان باستان. وی در امثال و قصص مشتمل بر حِکَم و مواعظ مشهور است. گویند وی در مائهٔ ششم قبل از میلاد در شهر قدیم آموریوم یعنی عموریه واقع در قطعهٔ فریزی از آناطولی تولد یافته و بردهٔ شخصی یادمون نام از اهل سیسام بود. و مولای او وی را آزاد کرد. و گفته اند اسوپس بسیار زشت رو ولی هوشمند و حکیم بوده است. کرسپوس پادشاه معروف لیدیا (واقع در آیدین) وی را احضار کرد و خدمات مهمی به وی سپرد تا آنجا که او را برای استعلام از آراء کاهنان معبد و تعیین درجهٔ خلوص نیت و زهد و تقوای آنان موظف و مأمور ساخت، حکیم به ریاکاری و سالوسی آن قوم پی برده به پادشاه اطلاع داد و در نتیجه وی را به دزدیدن ظروف مقدس پرستشگاه متهم کردند و در سال ۵۵۰ ق. م. از بالای تخته سنگی او را پرت کرده هلاک ساختند. مقداری از امثال و حکم شبیه به امثال و حکم لقمان بدو منسوب است که در زمانهای اخیر آنها را جمع آوری کرده، بنظم و نثر، بارها طبع و نشر کرده اند. این حکیم از هر جهت به لقمان معروف شبیه است و مانند او امثال و حکم دارد و مثل او به زشت روئی مشهور شده است. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به ازپ در همین لغت نامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «اسوپس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «پس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید