معنی اسورحیدون
6 بازدید
[ اَ حیدْ دو ] (اِخ) یا اسورحیدین پادشاه آشور و او پس از سناخریب بر تخت نشست. و پادشاه عیلام، خوم بان خالداش دوّم، چون آشور را در جاهای دیگر مشغول دید، در مملکت بابل تاخت و تازهائی کرد، تا شهر شیپ پار پیش رفت، و با غنائمی بشوش بازگشت (۶۷۴ ق. م.). (ایران باستان ص ۱۳۶ و ۶۸۸).
کلمات همقافیه با «اسورحیدون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر