معنی اسود سالخ
7 بازدید
[ اَ وَ دِ لِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مار سیاه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). حیةالسودا است که بفارسی مار سیاه گویند و نوعی از مار است و او را سالخ از آن جهت گویند که در سال چند مرتبه پوست می افکند و هر حیوانی را که بگزد در ساعت هلاک شود. (برهان). مار نر سیاه. یقال اسود سالخ علی الوصف و کذا اسودان سالخ و اساود سالخة و سوالخ و سلخ و سلخة لانه یسلخ جلده کل عام و الانثی اسودة و لاتوصف بسالخة. (منتهی الارب). و رجوع به اسود شود. || در سه نسخهٔ مهذب الاسماء آمده: اسود سالخ؛ کنگر نر، اسودة ماده. ج، اساود.
کلمات همقافیه با «اسود سالخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر