معنی اسوانتویت
5 بازدید
[ اِسْ تُ ] (اِخ) نام معبودی که مورد پرستش و احترام قوم وند از اقوام قدیمهٔ اسکاندیناو باستانی بود. بزعم اینان وی کار کشت و زرع و کارزار را در اختیار خود داشت. در جزیرهٔ روکن پرستشگاهی جسیم بنام وی برپا کرده بودند و در موسم حصاد از اطراف و اکناف بطواف آن خانه می رفتند. این معبود اسبی سفید و بسیار زیبا داشت و فقط سالی یک بار رئیس رهبانان حق سوار شدن به آن را داشت. هیکل وی را بشکل شخصی چهارسر و مجعدمو که در دست راست آن قبضهٔ کمان و در دست چپش شاخی فلزی دیده میشد مجسم میساختند و اسرائی را که در جنگ میگرفتند روبری این معبود زنده زنده طعمهٔ آتش میساختند. تا سال ۱۱۶۸ م. پرستش این معبود معمول بود. در سال مزبور والدمار از سلاطین دانمارک این عبادت را لغو کرد. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اسوانتویت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر