معنی اسواط
2 بازدید
[ اَسْ ] (ع اِ) جِ سوط. تازیانه ها. (منتهی الارب). - دارةالاسواط؛ یکی از دارات عرب در ظهر ابرق، در مضجع، و آن برقة بیضاء است ازآنِ بنی قیس بن جزءبن کعب بن ابی بکربن کلاب. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اسواط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر